♥♥♥ عزیزدل خاله هاش ♥♥♥

آریسای کوچولوی ما

  ziba                 پروردگار مهربانم تو را شکرو سپاس می گوییم بخاطر ریشه زدن نهال کوچک در باغ سر سبز زندگی . ثمره این نعمت الهی یه دنیا عشق ، سلامتی و شکر به درگاه توست.          ziba

اینجا محل ثبت خاطرات، روزانه ها،شیطنتها، موفقیتها،درخششها وخلاصه کلام هر اتفاقی که برای کوچولوی ما بیفته تا وقتی بزرگ شد یک دنیا خاطره ازماهدیه بگیره...

اسمم یعنی :

1 - رنگین کمان - همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند

2- مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت ، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است

 

نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد 1392ساعت 10:29 توسط ساناز و معصومه

آریسا

 

آریسا جونم 22 ماهگیت مبارک ماه خاله

 

عزیزدلم ، شیرین زبون انقدر عسل و شیرین شدی که حد و اندازه نداره خاله

اومدم ماهگردت رو تبریک بگم و یک سری خبرهای جدید بدم و سعی کنم از شیرین زبونی هات بگم خاله

اسمت چیه : آییسا

اسم بابات چیه : بابا اضا ( باباجووون)

خاله معصومه : بلـــــــــا

ماشینتون چیه : پژووو

برای عروسکات لالایی میخونی و بالشت میذاری و میخوابونیشون و با صدای نازت لالا لالا میخونی تا بخوابن بوسه های ناز و کوچولو به عروسکات میزنی و بهشون میخندی،درست مثل مامان مهربونت که همه ی این کارهارو برات انجام میده .

برای عروسک هات اسم گذاشتی که اسم یکیشون رو گذاشتی دودو و یکی دیگه هم نونو

موهای ابریشمیت کوتاه شد تا گیسو کمند بشی و موهای پرپشت داشته باشی   و این کار خونه ی خاله لیلا و با همکاری مائده ، مهدی و مهیار انجام شد و اصلاً گریه نکردی بلکه خیلی هم خوشت اومده بود خاله

 

آریسا

 


duckie divider

 

شیطنت هات تو خونه تمومی نداره و هزارماشالله خیلی کنجکاو شدی و ورجه وورجه میکنی

همش تو یخچال دنبال خوراکی  میگردی اونم چیزهای ترش مثل آلوچه

اینجا با کمک مامان رفتی تو یخچال اما ببین چجوری داری میگردی دنبال خوراکی ها

 

آریسا

 

بازی های جدیدی که خودت کشف میکنی و انجام میدی اینه که کارت های آموزشی رو میذاری بین درها و خونه رو باهاش تزئین میکنی

هروقت دری باز بشه از بینش کلی کارت میریزه زمین

 

آریسا

 


duckie divider

 

از اونجایی که مامان مدیر ساختمان شده تو بلاچه هم داری به مامان کمک میکنی تا زودتر حساب ها بسته بشه

 

آریسا

 


duckie divider

 

تعطیلات خود را چگونه گذرانید؟!

آریسا کوچولو برای دومین بار رفتی شمال

اولین بار که فکر نکنم یادت بیاد اما این بار مامان میگفت وقتی رفتید سمت دریا گذاشتنت کنار ساحل و تو آروم رفتی تو دریا و اصلاً هم او آب و موجش نترسیدی

خیلی خوشحالم که خواهرزاده ی خوش مسافرتی دارم

با تو خیلی خوش میگذره حتی تو جاهای شلوغ و عروسی هم اذیت نمیکنی بلکه دست و رقص هم داری

این مایوی خوشگل هم تنت کردی حســــــابی خوردنی شدی خاله

از آلان بلایی ها

 

آریسا  آریسا


مثل همیشه سریع دوست پیدا کردی و رفتی بازی کردی

خوشم میاد میبینم نمیذاری تنها بمونی و به خودت خوش میگذرونی عزیزم

 

آریسا     آریسا

 

ایشالله همیشه جمع سه نفرتون جمع باشه و شاد و سلامت باشید خاله

امیدوارم همیشه لبت خندون باشه و دلت شاد

 


duckie divider

 

یک روز خوب با گل سرسبد ما توی بازار گل

 

آریسا   آریسا

 

بازار گل رو خیلی دوست داری و اونجا اصلاً اذیت نمیکنی ؛ خب همهی اون گل ها دوستای تو هستن خانوم گل

 


duckie divider

 

کلی برای خودت قرتی شدی و وقتی میریم بیرون کیف صورتی نازنازیتو هم با خودت میاری

 

آریسا   آریسا

 

   اولین نفر آماده شدی و رفتی تو آسانسور متتظر بودی

آخه تو کوچولو موچولو چقدر دل میبری خاله

خودم فدات بشم تنها تنها

 


duckie divider

 

آریسا

 

ببین از خستگی چجوری خوابت برد خاله

عسل خاله خوابای خوب ببنی

خواب فرشته ها رو ببین کوچولوی 22 ماهه

 

نوشته شده در شنبه 22 شهريور 1393ساعت 11:16 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در يکشنبه 26 مرداد 1393ساعت 11:02 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 14 مرداد 1393ساعت 11:07 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 13:02 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 24 تير 1393ساعت 10:56 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 17 تير 1393ساعت 10:24 توسط ساناز و معصومه |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 21 صفحه بعد