♥♥♥ عزیزدل خاله هاش ♥♥♥

آریسای کوچولوی ما

  ziba                 پروردگار مهربانم تو را شکرو سپاس می گوییم بخاطر ریشه زدن نهال کوچک در باغ سر سبز زندگی . ثمره این نعمت الهی یه دنیا عشق ، سلامتی و شکر به درگاه توست.          ziba

اینجا محل ثبت خاطرات، روزانه ها،شیطنتها، موفقیتها،درخششها وخلاصه کلام هر اتفاقی که برای کوچولوی ما بیفته تا وقتی بزرگ شد یک دنیا خاطره ازماهدیه بگیره...

اسمم یعنی :

1 - رنگین کمان - همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند

2- مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت ، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است

 

نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد 1392ساعت 10:29 توسط ساناز و معصومه

خوشگل خاله امروز اومدیم تا برات از خوراکی خوردن هات بنویسیم

بنویسم که چقدر غذا خوردنت سخت شده و مامان باید دنبالت راه بیاد تا غذا بخوری تا خدایی نکرده از غذاخوردن نیوفتی

آخه این روزا همش داری شیطنت میکنی و تو برنامه هات اصلاً جایی برای شکمت نیست

مامان هم تا شما غذا نخوری هیچی از گلوش پایین نمیره و باید حتماً بهت غذا بده بعد خودش بتونه بخوره

حالا بگیم از غذاهای مورد علاقه ات عزیزم

صبحانه ی مورد علاقه ات :

 نان

تخم بلدرچین

عسل

خرما

پنیر

غذاهای مورد علاقه ات :

بلدرچین

ماکارونی( البته باید حتماً روش کنجد بریزه مامانش محبت )

کباب

ماهی

میان وعده مورد علاقه ات :

دنت

ژله

کشمش

بستنی

رانی (اونم با انتخاب خودت که از بین آب و رانی باید انتخاب کنی )

میوه های مورد علاقه ات :

 فقط و فقط موز

آجیل :

بادام هندی

بادام زمینی

تخمه آفتابگردان

عصرونه هم سیب زمینی سرخ کرده

و یک پیتزا فروشی که هروقت از جلوش رد میشی با کلی گریه و حرف میگی که بری بالا

آفرین به حافظه ات عزیزم که انقدر خوب خیابون و محله ها رو یادت میمونه

آب که حسسسسابی آب میخوری و خودتم باید از آب سردکن یخچال بریزی که این نشون میده خانوم خانوما چقدر مستقل شده

تازگی ها هم علاقه پیدا کردی به جگرکی محلتون

هروقت از اونجا رد میشین بابایی باید نگه داره تا شما کوچولو موچولو بری و یه سیخ جگر بخوری جیگر خالــــــــه

اما بگم از کله پاچه که به طرز عجیبی دوسش داری و همچین میخوری انگار صدساله کله پاچه خوری

همشم میگی : اووومممم به به  (نوش جونت بشه خوشگل خاله) تشویق

شیرینی فروشی مرسی که دیگه آریسا خانوم رو میشناسه و همیشه که از کنارش رد میشی بابا باید بره و یه جعبه شیرینی بخره و آقای شیرینی فروش که خیلی خوب میشناسدت خودش یه دونه شیرینی بهت میده و تو با کمال میل میخوری چشمک

البته بگم که همه چیز دوست داری و خوش خوراکی اما اینا رو به چیزای دیگه ترجیح میدی

 

آریسا

 

خطوط حیوانات

 

غذا خوردن تو قابلمه چیز دیگه ایه که ما هم خودمون خوشمون میاد آخه خیلی کیـــــــــــــــــــــــف میده خندونک

تو هم دوست داری خاله

ببین چجوری رفتی تو قابلمه و همه ی غذاهارو دست خورده کردی

ما که بدمون نمیاد از غذای فرشته کوچومون بخوریم تازه خیلی هم میچسبه

 

آریسا  آریسا

 

خطوط حیوانات

 

 

چون بستنی رو دیر میخوری و آب میشه و  لباس و دستات نوچ میشه و کلاً حمام واجب میشی

مامان بهت زیردستی میده تا شاید یه کم تمیز بمونی

اینم یه مدلشه دیگه عزیزم  های gif glacon 16 نوش جونت بشه خاله

 

آریسا

 

خطوط حیوانات

 

اگر اشتباه نکنم اینجا 8 صبحه که با بابا رفتی نون تازه خریدی و اومدی خونه با همدیگه صبحونه خوردین

تا صبح بیداری و سحرخیز هم شدی و مامان مهربونت دیگه خواب با چشماش قهر کرده

همش مواظب تو کوچولو موچولو و بابای مهربون هم که همیشه کمک حال مامانه

اما تو جفتشونو از پا در آوردی شیطوووووووووون

 

آریسا

 

خطوط حیوانات

 

دختر گرمایی جای جدید پیدا کرده

بله سینک ظرفشویی تا شاید به بهونه آب بازی مامان راحت تر بهت غذا بده و تو هم که اصلاً بدت نمیاد جاهای جدید رو کشف کنی

 

آریسا

 

الهی قربونت بشم خاله

گرمت شده و چقدر هم جدی نشستی و خودتو خیس میکنی

اگر ما بودیم چیزی ازت نمیموند خندونک

 

آریسا

 

آریسا

 

و همیشه و همیشه شیر رو به همه ی اینایی که گفتیم ترجیح میدی

هروقت که دلت شیر میخواد خودت میری بالشت میاری و جاتو درست میکنی و به مامان میگی که بیاد همین جا بهت شیر بده

حالا وسط اتاق ، تو مهمونی ، تو آشپزخونه فرقی نمیکنه مهم اینه که همون جایی که گفتی و دلت میخواد مامان بهت شیر بده

وقتی شیر میخوری خیلی ناز میخندی و کلی ذوق میکنی

ما به خواهری مون میگیم دلت میاد از شیر بگیریش آخه خیلی براش ذوق میکنه

اما اینم خودش یه پروژه ایه که سر وقتش انجام میشه

خاله جون همه ی خوراکی ها نوش جونت ، گوشت بشه به رونت ، به لپت

تا ما گازش بگیریم

دوست داریم خوشگل خاله ها

 

مامان نوشت

بالاخره اومدم

البته آمدم نوشته های خاله رو تکمیل کنم بعدا سر فرصت خدمت میرسم عزیزکم

از صبحانه بگم که گاهی 6 صبح بیداری و گاهی 12 ظهر  و صبحانه رو می خوری

تازگی ها از پنیر دل کندی و عاشق عسل شدی و پنیر رفته برای وقت اضافه خندونک

نهار رو با هم گاهی با سرگرم کردنت با برنامه کودک خودم بهت میدم گاهی هم با لذت خودت می خوری

علاقه داری رون بلدرچین به اون کوچیکی رو به دندون بکشی و خیلی برات لذیذه و ماکارانی که دیگه هیچی

وقتی میگم آریسا ماکارانی درست کنم ذوق میکنی می خندی و تا آماده شدنش حسابی دل تو دلت نیست

بعد هم با به به گفتن میخوریش به لیست خاله کتلت هم اضافه کنم

شام هم که منو بابا رو کچل میکنی که بیای رو میز غذا خوری و این جنگ هر شب ماست گاهی مجبور میشیم

دیگه بزاریمت رو میز (کاش میشد خوردت بس که خوردنی هستی )

انقدر له دوست داری که وقتی دارم درست میکنم گریه میکنی که بدم بخوری و من هم باید کلی توضیح بدم که

هنوز آماده نیست و نگرفته متفکر

آجیل هم که دیگه هیچی با اشاره مخصوصی مدام میگی که آجیل می خوای (خدا رو شکر که چیز های مقوی

دوست داری)

بردیمت بیرون جگر خوردی حالا دیگه انقدر دوست داری برات باید 2 سیخ جدا بگیریم هر وقت هم هوس کنی

وقتی از جلوی مغازه رد میشیم خودت اعلام میکنی اونجا تنها جایی هست که احتیاج نیست بهت تعارف بشه

خودت میدونی چی کار کنی چشمک در مورد کله پاچه هم که از ابگوشت میخوری الا آخر ....

 

یه شب رفتیم نزدیک خونه رستوران جدید باز شده بود شام خوردیم حالا تا از اونجا رد میشیم اشاره میکنی

و با زبون مخصوص خودت میگی که بریم ... دفعه دوم که رفته بودیم تا از پله ها رفتیم بالا گذاشتمت زمین و

بدون توجه به من و بابا رفتی سمت میزی که اولین بار نشسته بودیم ماشااااااااااااله داری باهوش من ...

به زودی میام که شیرین کاری هات رو بنویسم عسلم ...

 

 

 

نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 13:02 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 24 تير 1393ساعت 10:56 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 17 تير 1393ساعت 10:24 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در چهارشنبه 11 تير 1393ساعت 14:57 توسط ساناز و معصومه |

 

آریسا کوچولو 19 ماهگیت مبارک خاله

هزار ماشالله خانوم خانوما شدی عزیزم

 

 

 

امروز یعنی 25 خرداد

داداش کوچولوی درینا خانوم ناز نازی به دنیا اومد

خاله شیما ، عمو خشایار

بهتون تبریک میگم

شکلکـــْـ هایِ هلــن هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشکلکـــْـ هایِ هلــن

نی نی جدید دوست داریم

درینا کوچولو بوووووووووووووووووس

 

نوشته شده در يکشنبه 25 خرداد 1393ساعت 15:53 توسط ساناز و معصومه |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



نوشته شده در سه شنبه 20 خرداد 1393ساعت 15:16 توسط ساناز و معصومه |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 21 صفحه بعد