آریسا جونی، عزیز دل خاله هاشآریسا جونی، عزیز دل خاله هاش، تا این لحظه 6 سال و 1 ماه و 1 روز سن دارد

♥♥♥ عزیزدل خاله هاش ♥♥♥

رنگین کمان

  ziba پروردگار مهربانم تو را شکرو سپاس می گوییم بخاطر ریشه زدن نهال کوچک در باغ سر سبز زندگی . ثمره این نعمت الهی یه دنیا عشق ، سلامتی و شکر به درگاه توست.  ziba

اینجا محل ثبت خاطرات، روزانه ها،شیطنتها، موفقیتها،درخششها وخلاصه کلام هر اتفاقی که برای آریسا کوچولوی ما بیفته تا وقتی بزرگ شد یک دنیا خاطره ازماهدیه بگیره...

اسمم یعنی :

1 - رنگین کمان - همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند

2- مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت ، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است

 

فارغ التحصیلی

عروسک زیبای ما امروز روز فارغ التحصیلی شما دختر باهوش ما از موسسه نیلوفر آبی هستش که کلی انگلیسی یاد گرفتی و جزء بهترین و باهوش ترین دخترای موسسه هستی به قدری زیبا و روان صحبت میکنی و شنیداری قوی داری که نگم برات هر آهنگ یا دیالوگ فیلمی رو گوش میدی سریع متوجه میشی و تکرار میکنی و از فردا کلاس فونیکس شروع میشه که بتونی خواندن و نوشتن زبان انگلیسی رو یاد بگیری و با دستای کوچیک و خوشگلت شروع به نوشتن کنی همیشه و همیشه و همیـــــــــــــــــــــــــشه موفق و سربلند باشی زیباترین عروسک دنیا       شروع کلاس خواندن و نوشتن زبان انگلیسی و کتاب های جدیدت خوشگل خاله ها     ...
24 مرداد 1397

مسافرت شمال

اول اول بگم که چقدر تو خوش مسافرتی خاله انقدری که ما هیچ اذیتی ازت ندیدیم چه تو گرما چه تو سرما ، چه از کمبود جا تو ماشین چه تنهاییت عـــــــــــــــــــالی یعنی هیچ بچه ای انقدر خوش مسافرت نیست که تو هستی مسافرت فروردین ماه با خاله شهناز اینا بود که رفتیم شمال اونجا ویلایی بود که خیلی دوسش داشتی و همش اینور اونور میرفتی بدون غر زدن خوب غذا خوردی و اذیت نکردی، بازی کردی و رفتی و اومدی جنگل رویان رفتیم و کلی از هوای تمیز و بکر لذت بردی از آبشار لذت بالا رفتیم و از خیس شدن ابایی نداشتی پارک بازی رفتیم و با تاب هایی با راتفاع زیاااااااااااد بازی کردی و کلی هیجان زده شدی دریا رفتیم اما به خاطر باد زیاد و سردی هو...
30 فروردين 1397

صبحانه بهاری

  تعطیلات فروردین و خلوتی تهران و یه صبحانه تو هوای بهار تو شیان بهتر از این چی میتونه باشه خاله جونی یه روز صبح وسیله برداشتیم و رفتیم شیان اونجا صبحانه درست کردیم اونم روی آتیش واااای آریسا نگم برات که چقدر چسبید یه تصویر خیلی خوشگل و تمیز از تهران و یه جورایی انگار رفتیم بام تهران صبحانه رو خوردیم و البته مورچه اونجا زیاد بود و همش فرار میکردی از دستشون قربون دلت برم من بعد از خوردن صبحانه که خیلی لذیذ بود و بهت چسبید رفتی با خاله ناناس زباله و پلاستیک ها رو جمع کردی البته قرار نبود برای اینکار برید قرار بود برید بگردید اما تو راه دیده بودید پلاستیک زیاده یه گونی...
12 فروردين 1397

باغ نگارستان

عید نوروز و روزهای تعطیل گردش توی تهران خلوت و تمیز و دلنشین مامی و بابا خیلی دید هنری دارن و خیلی جاهای خوبی میبرنت و تو هم خیلی دوست داری و خوشت میاد نمونه اش باغ نگارستان بود که روزهای اول بهار و بوی شکوفه ها و عطر خوش روزهای اردیبهشت خیلی جالبه که حتی به رفتن موزه هم علاقه داری نقاشی ها و آثار باستانی رو با لذت و دقیق نگاه میکنی و کمتر پیش میاد حوصله ات سر بره خاله جونی بریم عکس های دختر بهار رو ببینیم عزیز دل خاله ها :       خاله ساناز : آریسا ، تو کیه منی ؟    آریسا : عروسک منی ...
8 فروردين 1397

باغ موزه کتاب

    و همچنان گردش های بهاری با دختر و صد البته خانواده کتابخون قربون شکل ماهت بشم من خاله که قدر کل بچگیمون کتاب داری و علاقه داری با اینکه نمیتونی بخونی اما میتونی از روی تصاویر یا قصه خونی مامی و بابا کتاب رو بخونی کی همچنین رنگین کمون با هوشی داره آخه باغ موزه کتاب یه جایی هست که پر از کتاب و مجسمه شخصیت های کارتونی، سینما و کافه و جاهای با مزه و دیدنیه قبلاً یکبار با بچه های نیلوفر آبی رفته بودی اما کنار خانواده هم بسی زیاد لذت بخشه خاله گردشی که دست تو دست مامی و بابا باشه کنار هم کلی لذت برده بودید، اینو از روی عکسها، تعریف های خودت که با برق چشمات بود رو میشه راحت فهمید عکس های خوشگلت رو فرا...
5 فروردين 1397

نوروز 97

عیدت مبارک رنگین کمــــــــــــــــــــــــــــــــون جون سال 1397 شد و ما کلی خاطره قشنگ داریم باهات هر روزمون کنار رنگی رنگی شده خاله جونی امسال با مامی و بابا ست کرده بودید و لباسهاتون طوسی صورتی بود و وقتی از در اومدید تو دلمون غش کرد برای شما انقدر شما خانوادگی جذابید آخه یه چیز خیلی مهم اینکه از پول و طلا بدت میاد (مگه داریم آخه ) و اگر کسی عیدی بهت پول بده ناراحت میشی و پرتش میکنی یه طرف اصلاً بهت بر میخوره نمبدونم چرا از پول خوشت نمیاد خاله امسال تو عید اولین سال تولد کیاشا بود و رفتیم تولد انقدر بهت خوش گذشت چون اونجا پر از بچه بود : مهرسا، دل آرا و کیاشا کلی باهاشو...
1 فروردين 1397

گردش های نیلوفر آبی و دوستانه های رنگین کمون

رنگین کمون زندگی خوشگل خاله ها چقدر خانم شدی که اردو میری و کلی دوست پیدا کردی و کلی تجربه های جدید داری عزیزم اوایل دوری مامی سخت بود اما الان همون سختی رو داره ها ولی انگار به روی خودت نمیاری یا عادت کردی و صد البته اینکه خانم کوچولوی ما داره بزرگ میشه اسم اینجا خانه عروسکی بود که گویا خیــــــــــــــــــــــــلی بهت خوش گذشته خاله جونی از تو اتوبوس با دوستات تا گردش و برگشت و زمان خوراکی خوردنهات همه و همه برات لذت بخش بوده انگلیسی حرف زدنت هم داره روز به روز عالی تر میشه یه جوری که انگار Native بودی و ما نمیدونستیم خاله همه رو با لهجه کاملاً درست تلفظ میکنی ...
3 اسفند 1396

برف بازی و روزهای تعطیل

سلام عروسک دوست داشتنی خاله ها خوشگلم عاقبت برف اومد و هوا خوب شد و تونستی برف بازی کنی و این نعمت خدا رو قدر بدونی عزیزم هوا عالی عاااالی شده و از آلودگی خبری نیست و حالا تعطیلی ها به خاطر بارش برف شده عزیزم خداروشکر برف اومد و با آوا که انقــــــــــــــــدر دوسش داری رفتی پشت بوم با مامی و خاله مریم بازی کردی یه جایی هم رفته بودید که ما و هرکسی میدید فکر میکرد رو لبه ی پشت بوم بودید و اینم از عجایب کار مامی بوده و هممون رو ترسونده بود نگو رو یک سکو وسط پشت بوم بودید و ما خطای دید داشتیم قربونت برم من که انقدر شاد و خوشحال بودی و کلی برف بازی کردی آدم برفی درست کردید و آخرش هم خرابش کردید     ...
3 اسفند 1396

باغ پرندگان

یه اردو هم با مامی و بابا بذاریم خب رنگین کمون اینم یک اردوی صبح جمعه با مامی و بابا که رفتید باغ پرندگان اول بگم که لازم نبود کسی بگه چقدر بهت خوش گذشته چون از عکسهات کاملاً معلومه چقدر حال خوب داشتی، مامی و بابا میگفتن اونجا خیلی بهت خوش گذشته چون همیشه بیشتر حیوانات رو از رو عکسهاشون میشناختی و واقعیشون رو ندیده بودی اما اون روز با کلی ذوق همه حیوانات رو از نزدیک دیدی دانشمند کوچولو عکسهات کنار حیوانات خیلی جالبه چون معلومه هم دوسشون داری هم میترسی آخه حیوانات بیرون هم بودن و فقط تو قفس نگهداری نمیشدن. همه روزهات مثل پرهای طاووسی که دیدی رنگی رنگی باشه عزیز دل خاله ها   ...
21 دی 1396

لی لی پوت

جان جانان خاله ها اردوی جدیدتون که البته قبلاً هم رفته بودی لی لی پوت بود. اونجا خیلی هیجان انگیزه ما وقتی عکسهاشو میبینیم دلمون میخواد ما هم اونجا بریم و کلی بازی کنیم هم بازی های دخترونه داره و هم پسرونه اصلاً انگار خونه آدم کوچولوهاست و همه چیز داره میرید فروشگاه و خرید میکیند و باهاش غذا درست میکیند حتی یه بار خمیر درست کردید و گذاشتید تو فر و وقتی پخت، بیسکویت خوردید با دستپخت خودتون (البته الکی چون مربی مهربون یواشکی جای خمیر رو با بیسکویت عوض کرده   ) دکتر میشید و مریض ها رو درمان میکیند که مریضتون هم یه عروسکه جالبه، تعمیرکار میشید و خونه رو تمیز میکنید و حتی یه جا هست میشینید...
21 دی 1396