آریسا جونی، عزیز دل خاله هاشآریسا جونی، عزیز دل خاله هاش، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

♥♥♥ عزیزدل خاله هاش ♥♥♥

13 بدر

اولین 13 بدر آریسایی ایشالا همیشه بلا ازت دور باشه عزیززززززززززم   بهترین 13 بدر بود چون گل دخترم با ما بود هر چند باید گفت که طولانی ترین روزی بود که در فضای باز بودی و شب حسابی خسته و کلافه شدی اما با یه خواب شیرین دوباره فرداش با لبخندت  دل من و بابا رو شاد کردی     ...
28 فروردين 1392

پنجمین ماهگرد

آریسای خاله ، عزیز دل خاله ها  امروز و الان تو خانمی وارد 5 ماهگی از زندگی زیبات شدی و ما این آرزو رو برات داریم که در این سال جدید و تمامی سالهای زندگیت به هر آنچه که میخواهی و به صلاحت هست برسی. همیشه لبت خندون باشه و دلت شاد. همیشه با مامان سمیه و بابا رضا که براشون تمامی زندگی هستی و خواهی بود ، زیر سایه ی خداوند زندگی خوب و خوشی رو داشته باشید. همیشه و همیشه سرزنده ، سالم و شاد باشی و ما رو هم شاد کنی. این رو هم بدون که همه ی ما خیلی خیلی دوست داریم خوشگل خانوم بهترین هارو برات آرزو داریم   ...
24 فروردين 1392

نوروز 92

دختر خوشگلم ،  سبزه های که برای اولین بار به افتخارت سبز کردم و خیلی هم خوب شد اینم بالن آرزو عسلم که همراه بابایی برات فرستادیم تو آسمونا اما برای خودمون آتیش گرفت ...
8 فروردين 1392

آغاز ماه 5 زندگی با یک فرشته (مامان)

آریسا فرشته کوچولویی که خدا تو رو  به ما داد        هر روز با کارای جدیدت ما رو خوشحال میکنی   اولین روز 5 ماهگی یه چرخ کامل زدی هر کسی رو که میبینی یه خنده شیرین مهمونش میکنی دوست داری باهات حرف بزنیم و تو هم با صداهای مخصوص خودت جواب بدی دوست داری تلوزیون ببینی اما ممنوع است وقتی من و بابا رو با لباس بیرون میبینی با نگرانی نگاه میکنی و بغض میکنی .. آخه میشه ماتو رو با خودمون نبریم!!! عاشق چراغهای خیابونایی تو ماشین سریع خوابت می بره صبح ها یه چرخ کامل تو تختت میزنی دستهاتم که هر کاری کنیم بازم میخوریشون عاشق حمام کردنی و ........... عشق من و بابایی  ...
27 اسفند 1391

واکسن 4 ماهگی

آریسا عزیزم ... امروز واکسن 4 ماهگیت رو هم زدیم قربونت برم که گریت زود تموم شد و صبوری کردی فقط جای واکسنت یه کم کبود شد که خیلی من و بابایی رو ناراحت کرد امروز پایش هم داشتی و خدا رو شکر که بازم همه چیت خوب و عالی بود ایشالا که همیشه سلامت و تندرست باشی خوشگلم ...
27 اسفند 1391

چهارمین ماهگرد

    هورااااااااااااااااااااااااا آریسا خانوم خانومی 4 ماهه شد        خیلی زود داری بزرگ و خانوم میشی ، صبر کن ما باورمون بشه خاله بعد تند تند بزرگ شو . تو واقعاً عشقی. ایشالله هر ماه تا 120 سال دیگم بیایم و تو وبلاگت تولد قشنگتو تبریک بگیم عزیز دل خاله ها(البته نوه نت یجه هامون میان و برات مینویسن آریسا جون جونی)   ...
24 اسفند 1391

سیسمونی

کوچولوی ما ، همه چیز آماده ی ورود قشنگته . اینم اتاق خوشگلت که مامان و بابا برات آماده کردن تا توی عزیز زودتر بیای و به زندگی همه رنگ و بوی تازه ببخشی   سلیقه ی مامان سمیه که عالیه . خب حسودیمون میشه             حالا ترانه های لالایی و شعر برای گل ما             یه کمد کاملاً مرتب . به به                    ...
23 اسفند 1391

سیسمونی

خیلی دوست دارییییییییییییییییییییییییییییم چون نمیدونیم دختر خانمی یا آقا پسر ، مامان پروانه سعی کرد همه چیز رو رنگهای شاد بگیره تا نی نی خوشگل ما زیبا ترین سیسمونی رو داشته باشه      یعنی عاشقتیم مخصوصآً این حوله که حتی تو نرفتی توش که واقعاً خوردنیه      تمام سرویس گل ناز ما شده : ببیی !!! ( البته اتفاقی بود !)  دختر خانم یا آقا پسر ناز ما ، بابایی این توپها رو برات خریده تا گل نازش ورزشکار بشه   ...
23 اسفند 1391